تبليغاتX
کوهستــــــــــــان صورتـــــــــــــــی
داستان -شعر- عکس -خاطرات و مطالب عاشقانه

 

به نام او كه همه هستي از اوست
داستان كوتاه
نام داستان:حرفهاي آخر
نويسنده:محمد.م.ب
تاريخ:16/8/1386
با سلام
بازديد كننده محترم با احترام مقدن شما را به اين وب گرامي مي داريم بسيار
خوشنود و سپاس گذاريم از اين كه اين وب را براي بازديد و مطالعه
انتخاب كرده ايد خواهشمند ام ابتدا مطالب را به دقت مطالعه  و بعد در
باره آن نظر دهيد .با تشكر از شما نويسنده وب.


رو به قبله خوابيده در يك اتاق نيم روشن كه ديواهايش كاه گلي و فرسوده دور و ورش خلوت بود افراد زيادي دور بالينش نبودنند فقط يك پسر جوان كه سيع مي كرد  اشكها و اندوهش را از او مخفي كند او خود خوب مي دانست اينجا آخر كار اوست و نفسهاي آخر را مي كشد نگاهي به چهره پسر انداخت و متوجه شد كه او نمي خواهد ناراحتيش را بروز دهد آرام آرام دستهاي لرزان پر چروك و پيرش را روي جاجيم كف اتاق كشاند قصد داشت دستهاي پسر جوان را بگيرد ولي حتي توان گرفتن دستهاي او را نداشت.
پسر كه متوجه شد پدرش نمي تواند دستهاي  اورا بگيرد شتابان هر دو دستش را به سوي دستهاي پدر برد و همچو مرواريدي دستهاي لرزان و فرسوده پدر را در دستان نيرو مند  و جوانش گرفت وبه آرامي و نرمي شروع به نوازش كرد.
پدر لبخندي گرمي همچو دوران جواني بر لبهاي خوشكيده اش نقش بست به زحمت لبهايش را تكان داد و با آن صداي لرزان گفت (( پسرم بيا جلو تر ))
پسر خود را به پدر نزديك كرد و صورتش را جلو برد وگفت(( بله پدر))
پدر كه قطره اي اشك بر گوشه چشمان پيرش نقش بسته بود آرام با صداي لرزان خود همچو شمعي كه سو سو ميزند شروع به صحبت كرد(( پسرم من در اين چند سال زندگي به دنبال كسب مال نبودم بلكه سيع كردم به دنبال دانش و علم باشم  به همين دليل  از نظر مادي چيز زيادي براي تو به عنوان سرمايه نگذاشتم اما در اين مدت  زندگي اندك تجربه اي كسب كرده ا م كه مي خواهم همه آن را در اختيار تو قرار بدهم 
و اميد وارم در طول حيات تو به كارت بيايد.
پس به دقت به آخرين حرفها پدرت به دقت گوش بده چون فرصت تكرار نيست.
زندگي مانند جاده اي خاكي است كه در اطراف آن  همه چيز هست راه زندگي فقط يكي است و آن هم همان راهي ست كه از اول در آن پا نهادي و آسمان آن را تو رنگ مي زني با اعمالت  اگر نيك باشد هميشه پاك وصاف و خورشيدي روشن بر آن مي تابد و با صداي لطيف و پر احساس پرنده گاني كه گرد تو مي گردند راحت راه خود را به پايان ميرساني و اگر نا پاك باشي آسمان آن تاريك و بي ستاره است و جز ترس و وحشت و صداي حيوانات درنده اي كه در حاشيه جاده با چشماني براق و زوزه هاي خوف ناك كه در كمين تو نشسته اند هيچ نمي شنوي و معلوم نيست بتواني راه را به پايان برساني .
در زندگي سيع كن خودت باشي  و كارهاي را انجام بده كه در درجه اول رضايت خاطر خودت را جلب كند بعد اطرافيانت را .
به دنبال دانش باش و آن هم دانشي هوش مندانه كه آن در درجه اول مفيد و كار آمد باشد ودر مرحله بعد آن را درست و سنجيده به كار ببر ودر راهي استفاده كن كه به همگان سود برساند نتنها به خودت و سيع كن افراد پليد از دانش تو براي مقاصد ريا كارانه خود استفاده نكنند.
به دنبال خدا نباش چون اورا هيچ جا پيدا نمي كني اگر قبلش خودت را پيدا نكرده باشي پس قبل از اين كه بيحوده وقت بگذراني و عمر حدر دهي اول خود را بشناس بدان كيستي از كجا آمده؟ به كجا؟ و چرا؟ مي روي و هدف چيست؟  به چه هدفي درحال گذران عمر هستي خدا در توست و تو در خدا اگر خود را درست بشناسي حتما خدارا خواهي شناخت پس به بيراهه نرو خود را بشناس.
در اين دنيا هيچ چيز قابل پيش بشني نيست  پس در مورد هيچ چيز قاطعانه حرف به زبان جاري مساز كه نه انسانش  ماندگار است ونه .............. .
با مردم نيك باش تا حدي كه نيكند با هر كس مثل خودش باش مانند آينه .
در هر كاري  كه انجام مي دهي اول خدارا در نظر بگير چرا كه او به تو توفيق عمل را داده به هر مقامي رسيدي دست مردمان ستم ديده را بگير به بي ادبي يا ......اعمال زشتشان نگاه نكن زيرا  شرايط اين چنين آنها را بار آورده و به خاطر داشته باش همه انسانها در اعماق وجودشان ذره اي پاكي و نيكي هست كه گاه گاهي در خلوت به آنها نويد  لطف و رحمت خدارا مي دهد و انسان را در اوج گمراهي راهنماي مي كند.


زن پرست نباش زن را هيچ انساني حتي خود زن نشناخته در دام آنها نيفت از ميان آنها پاك ترين زيبا ترين و لطيف ترين را براي خود انتخاب كن به دنبال حوس و حوس راني نباش كه از نسيم ناپايدارتر است وزني را انتخاب كن كه باطنش از ظاهرش آراسته تر و پاكتر و زيباتر باشد چه بسيار زناني كه با وجود  ظاهري خوب باطني آلوده و زشت دارند و زن را در جايگاهي قرار بده كه لايق آن است  نه در جايگاه خدا  و آن را پرستش نكن كه او هم مانند تو يك انسان و بنده خداست پس خداي را بپرست كه او را خلق كرده و عشق او با عشق خدا را اشتباه مگير و جايگاه هر يك را محترم و مقدس بدار كه زن خوب باعث رسيدن به كمال است.
از بزرگ بيني غرور وخود بيني بپرهيز و پيوسته به خاطر داشته باش كيستي و سر انجام كار چه خواهي شد.
و  در دين با دقت تصميم بگير چرا كه در دوران حاظر قدرت مدارها و مستكبرين از دين به عنوان وسيله اي براي رسيدن به منافع سوع خود استفاده مي كنند پس با دقت به تصميمات بزرگان ديني گوش كن و بعد آن را با عقل و كتاب خدا و احاديث مقايسه كن و بعد تصميم درست بگير و كور كورانه از دستورات آنها و سران وفرماندهان اطاعت نكن چرا كه ممكن است آنها تورا به رسواي و فنا بكشانند و فاسد باشند.
و از همه مهم تر اين است كه سيع كن در تماني زمينه ها علم خود را بالا ببري و به دنبال دانش حقيقي باش  آنچه به تو مي گويند دروغ است تاريخ و هرچه كه فكر آن را مي كني چون آنها چيزي را به تو مي گويند كه آنها خود مي خواهند بشنوي نه آن چيزي را كه تو دوست داري بشنوي در تمامي دوران و حتي كارهاي روز مره خود ما چوب ناداني خود را مي خوريم پس به دنبال علم حقيقي و كمال باش.
سيع نكن دنيا يا انسانه را درست يا عوض كني چون اين كاري بيهوده و يك خود كشي است فقط خدا مي تواند انسانهارا عوض كند و بعد خود انسانها اگر بخواهند .
و پيوسته به دنبال مرگ باش چرا كه مرگ از زندگي بسيار زيبا تر و پاك تر است چرا كه در آن همه يك رنگ و بي خطر اند و مرگ زيبا ترين و شيرين ترين لحضه زندگي هر انسان است و انسان به علت جهل و ناداني و البته اعمال پليد اين دنيايش از آن وحشت دارد.
اگر از اينها پند گرفتي بردي و گر نه...........))


پسر در انتظار شنيدن ادامه صحبت هاي پدر بود ولي متوجه شد صداي نفسهاي پدر  نمي آيد.
بله پدر مرده بود پسر سرش را بلند كرد و به چهره پدري نگاه كرد كه تا آن لحضه نمي دانست چقدر فكور و داناست بر چهره پدر لبخندي زيبا نقش بسته بود شايد درست مي گفت مرگ زيبا ترين قسمت زندگي انسان است.
و پسر با دستهايش دست پدر را كه در دستانش بود آرام نوازش مي كرد و اشك مي ريخت.
آيا بايد اشك ريخت  يا عمل كرد؟؟

به كجا خواهيم رفت           به چه خواهيم رسيد
ما دراين شب تاريك          سر منزل آخر به كجاست
اي خدا سر انجام غصه       ما به كجا به پايان مي رسد
و چه خواهيم شد در آخر كار     ............................


پايان سر آغاز آغاز دگريست.

نظر يادت نره !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط محمد در ساعت 19:59 | لینک  |