تبليغاتX
کوهستــــــــــــان صورتـــــــــــــــی
داستان -شعر- عکس -خاطرات و مطالب عاشقانه

سلام

سلامی به سرمای زمستان به پاکی برفهای سفیدی که آسمان میبارد
به لطافت گل سرخی که رویش برف نشسته و به سرخی گلبرگهایش که از عشق آتش گرفته


من مسافر سرمام اومدم و از کوهستان صورتی تا   نوید سر زمینی را بدهم پر از شکوفه های صورتی و دشتهای سر سبز و آهوانی که به عشق خدا  در دشت  هستن و آواز خوش پرندگان
من مسافر آن سرزمین هستم

امروز هوا خیلی سرد و برفیه این ماه  ماهیه که من در آن متولد شدم

من متولد ۱۵/۱۰/..... هستم امروز اومدم تا در ماه تولدم چند کلامی کوتاه یا بلند در وبم مطلب بنویسم

چون نمی دونم روز تولدم وقت می کنم یا نه واسه همین امروز اومدم

میخوام یه توصیف بنویسم فقط همین نه چیز ی بیش


امید وارم خوشتون بیاد راستی آغاز سال جدید میلادی هم مبارک

آن سوی پرچین باغی ست پر از درختهایی با شکوفه های صورتی و بر شاخه هر یک سینه سرخی

قصه عشقی را می خواند  آسمان صاف و آبی ست بی ابر و خورشید در بالای آن همچو الماس

می درخشد دسته ای پرستو در آن بالا بالاها دست جمعی پرواز می کنند.

قله یک کوه بلند که بر آن کمی برف نشسته پیداست  باران تازه قطع شده

رنگین کمانی هفت رنگ مانند پلی رویایی با لای باغ نقش بسته

گوی پلیست به سوی  سر زمینی رویایی

وست باغ در میان آن همه درخت پر شکوفه هلو تک در خت گیلاس همچو عروسی جامع سفید

پوشیده خود نمای می کند .

لطافتی خواص همراه با عطرهای  بس خوش  محیط را بهشتی کرده گویی بهشت تکه ای از خود را

اینجا جا گذاشته

    اینجا سر زمین کوهستان صورتی ست سر زمین رو یا های من

صدای در یا هر موجود کنج کاوی را به سوی خود می کشد

کمی ان سو تر موج های خروشان دریا به پاین صخره های پرد گاه می کوبد و بر می گردد

و بر روی در یا هیچ نیت جز موج و چه زیباست  دریای آبی

 

نوشته شده توسط محمد در ساعت 14:23 | لینک  |