
می خواهم کفشهایم را در آورم و به کوه بروم قدم بزنم و وقتی پا بر چمنهای خیس و
نم خورده می گذارم زندگی را حس کنم و اگر گاهی خاری به پایم رفت آن را نادیده
بگیرم و بگویم این تلنگر کوچکی از طبیعت است همان گونه که عاشق و معشوق
هستند و در دامنه سر سبز در میان آن همه لاله سرخ لاله ای را بچین و از میان
گلهای نرگس بگزرو و از طبیعت الهام بگیرو و وقتی به قله رسیدو از میان شفق های

خورشید در فائقه ای خود را ببینم و به ستاره ها و ماه خیره شوم و در میان
آن همه سرسبزی و حس زندگی دراز بگشم و نفسی عمیق و بگویم من هستم
و تصمیم گرفتم زندگی جدیدی رو شروع کنم و نوعی تازه به دنیا نگاه کنم
دیگه نمی خوام به زنده بودن فکر کنم می خوام به زندگی کردن فکر کنم
خیلی وقته که من فقط زنده بودم حالا می خوام واقعا زنده بمونم نه برای هیچی
بلکه می خوام زنده بمونم تا زندگی کنم
چیز های زیادی وجود داره که خیلی ها واسه اون زندن و زندگی می کنن ام من
می خوام واسه خودم زنده بمونم

دیگه می خوام خودم رو وارد هر مشکلی نکنم و نتنها به زندگی خودم بلکه به
زندگی اطرافیانم فکر کنم من آرزوهای داشتم که به هر علتی که خودمم در اون
نقشی نداشتم به آنها نرسیدم بعضی ها به اون می گن تقدیر یا هرچیز دیگه
دیگه نمی خوام با خودا یا شیطان یا انسانهای خوب و بد کار یداشته باشم یا مثل
اونها باشم می خوام خودم باشم و خودم اون چیزی هستم که واقعا هستم نه چیز

دیگه نمی خوام چیزی یا کسی(خدا-شیطان و.....)نفع کنم می خوام اونا رو نبینم
می خوام بگم این منم و من اونی هستم که زندگیشو خودش می سازه اصلا برام
مهم نیست و نمی خوام بهش فکر کنم به چیزای که دیگران فکر می کنن و براشون
مهمه خدای من خودم هستم. می خوا با دستانم با صمیمیت برخورد کنم و دوست
داشته باشم چیزی که هست و دارم نه چیزی که نیست و دیگران دارن نه می خوام
تمام زندگیم رو صرف مذهب/هوس/پول/خوشگذرانی/یا خیلی چیزها کنم می خوام
اونی باشم که خودم می خوام و می خوام باشم می دونم کمی سخته ولی تلاش
می کنم تا بگم من دوست دارم باشم و وجودم واسه خودم مفیده

سلام به خودم و دوستانم و هر آن کسی که دوستش دارم